
کنایه در فارسی، به معنای اشاره غیرمستقیم به چیزی است که از طریق واژهها یا عبارات خاص و ویژه بیان میشود. در این بخش از وب سایت ادبیات فارسی، به معرفی و توضیح کنایه در فارسی، معنی و نمونههای پرکاربرد می پردازیم. با ما همراه باشید تا با این موضوع بیشتر آشنا شوید.
کنایه در فارسی
کنایه در فارسی، یکی از ابزارهای زبانی برجسته و پرکاربرد در آرایه ادبی است که در شرایط و موقعیتهای مختلف بهطور مؤثر بهکار میرود. این تکنیک به ویژه زمانی به کار میآید که فرد بخواهد مفهومی خاص را به طور غیرمستقیم و غیرعلنی بیان کند، یا به دنبال ایجاد تأثیر عمیقتر و ملموستری بر ذهن و احساسات مخاطب خود باشد.
در حقیقت، کنایه به فرد این امکان را میدهد که بدون بیان صریح موضوع، پیام خود را منتقل کند و بدین ترتیب فضای گفتگو را پیچیدهتر و جذابتر سازد.
معنی کنایه در لغت فارسی
معنی کنایه در لغت فارسی، به معانی مختلفی از جمله توهین، نیشخند، سخن همراه با طعنه، ریشخند و در نهایت بیان غیرمستقیم و پوشیده اشاره دارد. این مفاهیم با یکدیگر تفاوت دارند، اما هدف اصلی گوینده یا نویسنده در استفاده از کنایه، انتقال معنای پنهانی یا باطنی است.
به عبارت دیگر، فردی که از کنایه استفاده میکند، قصد دارد مفهومی را به طور غیر مستقیم و در قالبی پوشیده و محترمانه به مخاطب منتقل کند. کنایهها میتوانند شامل جملات، ترکیبات وصفی، اضافی یا مرکب در ادبیات فارسی باشند.
ساختار آرایه کنایه
1. انتخاب کلمه یا عبارت خاص
2. استفاده از بافت یا زمینه
3. معنی پنهان
4. ایجاد فاصله بین لفظ و معنی
آرایه کنایه در زبان فارسی
آرایه کنایه در زبان فارسی، به طور کلی در سه نوع مختلف تقسیم بندی میشود. این تقسیم بندیها بهطور عمده بر اساس ویژگیها و خصوصیات زبانی خاص هر یک از کنایهها انجام میگیرد.
انواع کنایه در فارسی
کنایه، به عنوان یک آرایه بلاغی با توجه به تاریخ طولانیاش، انواع مختلفی دارد. در کتابهای آرایههای ادبی، کنایه را از سه جنبه متفاوت دستهبندی کردهاند: اولین تقسیمبندی بر اساس نقش مکنیعنه، دومین تقسیمبندی از نظر وضوح معنا، و سومین تقسیمبندی از نظر انتقال معنا. این تقسیمها به ما کمک میکنند تا با دقت بیشتری با انواع مختلف کنایه و کاربردهای آن در ادبیات فارسی آشنا شویم.
کنایه از نظر مکنی عنه
این حالت خود به سه دسته تقسیم میشود، زیرا مکنیعنه ممکن است بهصورت موصوف یا اسم، فعل یا مصدر، یا صفت ظاهر شود.
1. موصوف یا اسم
در این حالت، یک یا چند صفت یا عبارت وصفی را بهطور متوالی و با معنای کنایی به کار میبریم. مانند: (رفیق گرمابه و گلستان کنایهای است از دوست یا رفیق صمیمی).
2. فعل یا مصدر
یکی از رایج ترین ساختارها در ایجاد کنایه، استفاده از فعل یا مصدر است. مانند: (آش برای کسی پختن کنایه از طرحریزی برای آزار و اذیت کسی است).
3. صفت
آرایهٔ کنایه ممکن است در جمله به صورت صفت به کار رود و لازم است آن را از دیگر صفتها و ساختارهای جمله بازشناخت. مانند: (پای آبله شدن کنایه از ناتوان و درمانده شدن است.
کنایه از نظر وضوح معنا
کنایه از نظر وضوح معنا، حالت میان مکنیبه و مکنیعنه میباشد.
1. تلویح
اگر تعداد واسطهها زیاد باشد حالت دیگری رخ میدهد که به آن تلویح گفته میشود. این حالت به دلیل فهم دشوارش بیشتر در متون قدیمی کاربرد دارد. مانند: (لاغری بچهشتر کنایه از بخشنده بودن است).
2. ایما
در ایما، تعداد واسطهها کمتر و متعادل است؛ از این رو، گذر از معنای ظاهری به معنای باطنی آسانتر میشود. در حقیقت، ایما رایجترین نوع کنایه است و فهم آن نیز ساده است، زیرا شنونده بلافاصله پس از شنیدن، به مقصود گوینده پی میبرد. مانند: (بیسر و پا بودن کنایه از فردی بیادب و پست مرتبه بودن است).
کنایه از نظر انتقال معنا
کنایه از نظر انتقال معنا به روشهایی گفته میشود که منظور اصلی را غیرمستقیم بیان میکنند. اما شنونده پس از شنیدن به مقصود گوینده پی میبرد. مانند: (شاخ و شانه کشیدن کنایه از تهدید کردن و ترساندن است).
دلایل استفاده از کنایه
ترس از بیان صریح
گویا و روان شدن سخن
رعایت آداب و احترام
رازآلود و معمایی کردن کلام
بزرگنمایی و اغراق در گفتار
پرکاربردترین کنایه های فارسی با معنی
کنایه | معنای کنایی |
از خر شیطان پیاده شدن | کنایه از دست کشیدن از کار خطرناک و لجبازی نکردن |
از پای افتادن | کنایه از ضعیف و خسته شدن |
از پای درآوردن | کنایه از هلاک کردن و شکست دادن |
از دهن افتادن | کنایه از سرد و بیمزه شدن غذا |
به خاک سیاه نشاندن | کنایه از خوار و حقیر و بدبخت کردن |
پنبه در دهان فشردن | کنایه از سکوت کردن |
جامه در نیل زدن | کنایه از سوگواری و اندوه |
چار میخه کردن | پی و پایه چیزی را محکم و استوار کردن ، محکم کاری کردن |
چارتکبیر زدن | ترک کسی را برای همیشه گفتن، یکباره از چیزی چشم پوشیدن |
چاله چوله چیزی را پر کردن | نواقص را برطرف کردن ، قرضها را پرداخت کردن. |
چشم آب نخوردن | کنایه از امید نداشتن به چیزی |
چشم درویس کردن | کنایه از نادیده گرفتن برخی امور |
چشم وگوشی کسی باز بودن | از همه جا آگاه بودن، درجریان امور قرار داشتن |
چشمها چهار تا شدن | کنایه از تعجب چشمها را گشاد کردن. |
حلق بستن | کنایه از کنایه از سکوت کردن |
خواب دیدن | کنایه از برای کسی نقشه کشیدن |
خود را به کوچه علی چپ زدن | کنایه از خود را به نادانی زدن در مواقع حساس |
خود را گم کردن | کنایه از مغرور بودن، مضطرب و سراسیمه بودن |
دست به سیاه و سفید نزدن | کنایه از هیچ کاری انجام ندادن، تنپرور بودن |
دست روی دست گذاشتن | کنایه از کاری نکردن وقت تلف کردن |
دست کفچه کردن | کنایه از گدایی کردن |
دلی از عزا در آوردن | کنایه از بهره فراوان بردن از چیزی |
دهان دوختن | کنایه از به سکوت وادار کردن |
رکاب دادن | کنایه از سر موافقت داشتن، مطیع شدن |
رگ خواب کسی را به دست آوردن | کنایه از نقطه ضعف پیدا کردن، کسی را تابع اراده خود کردن |
رنگ به رنگ شدن | کنایه از شدت شرمندگی رنگ به صورت آوردن، تغییر رنگ رخسار |
روده درازی کردن | کنایه از یکریز حرف زدن، پرگویی و وراجی کردن |
روزه شک دار گرفتن | کنایه از در امور و یا کارهای که احتمال شکست است وارد شدن |
ژاژ خواییدن | کنایه از کار بیهوده کردن |
سیه کاسه بودن | کنایه از فرد فرومایه و چشمتنگ |
شکم را صابون زدن | کنایه از به خود وعده خوش دادن |
ضرب شستی به کار بردن | کنایه از برای پیشرفت امر خود تدبیری به کار بردن |
طاق ابرو نمودن | کنایه از کاری مخصوص زنان، عشوه گری کردن |
طبل راه زدن | کنایه از رهسپار شدن |
طبل زیر گلیم زدن | کنایه از پنهان داشتن موضوعی که همه می دانند |
طرف کسی را گرفتن | کنایه از کسی حمایت و طرفداری کردن |
طشتش از بام افتاده | کنایه از راز نهان کسی آشکار شدن، رسوا شده است |
طناب گدایی کسی را بریدن | کنایه از از ادامه کمک به کسی خود را رها ساختن |
طوق لعنت برگردن کسی افتادن | کنایه از گرفتار زحمت و دردسر شدن، دچار همسر بد رفتار شدن |
طی نکرده گز کردن | کنایه از بدون مطالعه و نسنجیده دست به کاری زدن |
قند در دل آب شدن | کنایه از شادی فراوان |
کاری را پخته کردن | کنایه از فراهم کردن مقدمات انجام کاری |
کاسه و کوزه را سر کسی شکستن | دق و دلی را سر کسی خالی کردن |
کاسه و کوزه کسی را بر هم زدن | کنایه از برهم زدن زندگی کسی |
گربه را دم حجله باید کشت | کنایه از از آغاز هر کاری باید محکم کاری کرد. |
مرد راه بودن | کنایه از توانایی و قدرت و همت داشتن |
میان بستن | کنایه از آماده انجام کاری شدن |
میان زمین و آسمان ماندن | کنایه از سرگردان کار خود بودن، سرگشته و حیران ماندن |
میدان به کسی دادن | کنایه از فرصت کاری و فعالیت دادن به کسی |
میدان را خالی دیدن | کنایه از به هر عملی دست زدن |
میل زدن در چشم | کنایه از کوری |
نیم کاسه ای زیر نیم کاسه است | کنایه از مکر و حیله داشتن در کاری |
جایگاه کنایه در فارسی
کنایه، یکی از ابزارهای اساسی زبان است که علاوه بر زیباسازی و ظرافت بخشیدن به سخن، امکان انتقال مفاهیم پیچیده، انتقادهای ملایم و حتی طنز را فراهم میآورد. در فرهنگ و ادبیات فارسی، کنایه نقش برجستهای دارد و بهویژه در شعر و داستانهای ادبی به کار میرود.
کنایه در شعر فارسی
کنایه در شعر فارسی، یکی از ابزارهای برجسته و دلنشین بیان است که شاعران از آن برای انتقال مفاهیم پیچیده، احساسات عمیق و همچنین نقدهای اجتماعی و فرهنگی بهره میبرند. کنایه به عبارتی گفته میشود که ظاهراً معنای متفاوتی دارد، اما در واقع منظور واقعی یا هدف شاعر را بیان میکند. این روش باعث میشود شعر معناهای چندلایه داشته باشد و خواننده یا شنونده را به اندیشیدن و تأمل بیشتر دعوت کند.
نقش کنایه در شعر فارسی
1. افزایش ظرافت و زیبایی زبان
کنایه باعث میشود شعر فقط ساده و مستقیم نباشد، بلکه با بازیگوشی در واژهها و معانی، دلنشینتر و شاعرانهتر جلوه کند.
2. انتقال مفاهیم پیچیده و عمیق
در مواجهه با موضوعات حساس یا دشوار، کنایه به شاعر امکان میدهد تا با ظرافت و لطافت، پیام خود را بیان کند بدون آنکه صریح و مستقیم باشد.
3. بیان انتقادهای اجتماعی و سیاسی
وقتی بیان مستقیم ممکن است خطرناک یا نامناسب باشد، کنایه ابزاری مؤثر برای بیان اعتراضها و نقدها محسوب میشود.
4. ایجاد چندگانگی معنا
کنایه خواننده را به کاوش در لایههای مختلف معنا ترغیب میکند و موجب میشود شعر مدت طولانی در ذهن مخاطب باقی بماند.
آرایه کنایه در ایران
آرایه کنایه در ایران، نقش بسیار مهمی در زبان ادبی داشته است و فراتر از زیباسازی کلام، به عنوان پلی برای بیان مفاهیم عمیق و احساسات پیچیده شناخته میشود. این ابزار بیانی امکان انتقال پیامهای پنهان و انتقادات ظریف را فراهم میکند که گاه مستقیم بیان آنها دشوار یا خطرناک بوده است.
در زمانهایی که بیان صریح انتقادهای اجتماعی و سیاسی ممنوع یا پرخطر بود، کنایه به عنوان روشی هوشمندانه و محافظتشده به کار گرفته میشد. به کمک کنایه، شاعران و نویسندگان ایران میتوانستند دیدگاهها و اعتراضهای خود را به شکلی لطیف و در عین حال قدرتمند بیان کنند. شاعران بزرگی چون حافظ، سعدی و مولوی به طور گسترده از این هنر زبانی استفاده کردهاند.
آرایه کنایه در جهان
آرایه کنایه در ادبیات جهان، از جمله قدیمیترین و پرکاربردترین ابزارهای بیانی است که در زبانها و فرهنگهای گوناگون جایگاه ویژهای دارد. این آرایه به نویسندگان و شاعران اجازه میدهد تا مفاهیم پیچیده، انتقادات اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی و احساسات ظریف را به شکلی غیرمستقیم و هنرمندانه منتقل کنند.
در بسیاری از فرهنگها و آثار کلاسیک جهان، کنایه به عنوان وسیلهای برای بیان پیامهای پنهان و چندلایه به کار رفته است. از آثار بزرگانی مانند شکسپیر در ادبیات انگلیسی تا متون فلسفی و فولکلور در فرهنگهای مختلف، کنایه همواره به عنوان عنصری کلیدی در زبان هنر شناخته شده است.
کنایه در فارسی
کنایه در فارسی، زبان ظریفان است که با ظرافت و لطافت، معنا را در میان کلمات میپراکند و دریچهای به عمق احساسات پنهان پشت سخن است. هنر کنایه گویی در زبان فارسی یعنی بیان مفاهیم بزرگ با کلماتی کوتاه و ساده. کنایه زبان خردمندان است که به نرمی حقیقت را آشکار میکنند و مانند آینهای است که واقعیت را از زاویهای متفاوت بازتاب میدهد.
در کنایه، واژهها با بازی معنایی، حقیقت را هم پنهان و هم نمایان میکنند و ابزاری خاموش برای اعتراض و نقد است که با لبخندی نرم بیان میشود. شعر و کنایه در زبان فارسی همراه و همزادند، هر دو رازها را به زبانی ساده و دلنشین بازگو میکنند.
کنایه گویی هنری است که زبان را طوری به کار میگیرد که مخاطب را به تفکری عمیقتر وا میدارد. در نهایت زبان کنایه، زبان دل است که میان کلمات، معناهای نهفته را به آرامی نجوا میکند.
⏬مقالات پیشنهادی برای شما عزیزان⏬
ادبیات کودک و نوجوان؛ از آغاز تا امروزشاعران بزرگ تبریز از شهریار تا معاصرینادبیات فولکلور چیست؟ فرهنگ مردم در زبان
مقاله عالی و کاملی بود.